عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

131

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

پس از آن هم سه روز پياپى كنار گورم بيا و براى من دعا كن شايد خداوند بر من رحمت آورد . گويد : چون او مرد برادرش همان‌گونه رفتار كرد ، سومين روزى كه كنار گور او آمد و براى او دعا كرد و گريست همين كه خواست برگردد از گور بانگى سخت شنيد كه نزديك بود هوش از سرش بپرد ، نگران برگشت ، و چون شب فرارسيد برادر خود را در خواب ديد ، برادر بازرگان مىگويد : همين كه برادرم را در خواب ديدم به سويش دويدم و گفتم : اى برادر به ديدار ما آمده‌اى ؟ گفت : اى برادر هيهات كه دورى راه چنان است كه براى ديدار راهى نيست و اين ديار ما را سخت پاىبند كرده است ، گفتم : اى برادر چگونه‌اى ؟ گفت : خوبم و توبه جامع همه نيكىهاست ، پرسيدم : چگونه ؟ گفت : همراه پيشوايان نكوكارم ، پرسيدم : چه كارى از كارها را فرمان مىدهى - براى آنجا چه چيزى سودبخش است - گفت : هركس چيزى از دنيا پيشاپيش فرستاده باشد آن را اينجا مىيابد ، اينك توانگرى خويش را پيش از بينوايى خود غنيمت شمار ! گويد : آن برادر بازرگان هم از دنيا كرانه گرفت و خويشتن را از آن بيرون كشيد ، اموال و املاك خود را انفاق كرد و به اطاعت خداوند متعال روى آورد ، او پسرى نيكوسيرت و صورت داشت كه جوانى برومند بود و به بازرگانى روى آورد و در آن به كمال رسيد و چون مرگ پدرش فرارسيد گفت : پدرجان ! آيا وصيت نمىكنى ؟ گفت : پسرم پدرت را مالى نيست كه در آن‌باره وصيت كند ولى عهدى با تو مىكنم آن را انجام بده ، چون مردم مرا كنار عموهايت به خاك بسپار و بر گور من اين دو بيت را بنويس . « براى كسى كه به سوى گورى مىرود كه منازل آن جوانى را كهنه و فرسوده مىسازد و با سرعت زيبايى چهره را پس از سلامت از ميان مىبرد و پيكرش و مفاصل او را مىپوساند چه جاى لذت از زندگى است » . جوان همان‌گونه رفتار كرد و چون روز سوم فرارسيد از گور پدرش آوايى شنيد كه موى بر بدنش راست شد و رنگ چهره‌اش پريد ، و در حالى كه از بيم و اندوه تب برآورده بود به خانه خود برگشت ، شب پدرش به خواب او آمد و گفت : پسرجان تو پس از اندك روزگارى پيش ما خواهى بود و كار مرگ و رستاخيز نزديك‌تر از اين است آماده سفر خويش شو و براى كوچ كردن كارسازى كن و زاد و توشه خود را از منزلى كه سرانجام از آن كوچ خواهى كرد براى منزلى كه جاودانه در آن خواهى بود فراهم ساز و به آنچه كه فريب خوردگان پيش از تو بر آن فريفته شده‌اند فريفته مشو ، كه با آرزوهاى دراز از كار آخرت خويش كوتاهى كردند و به گاه مرگ سخت پشيمان شدند و بر تباه ساختن عمر اندوه خوردند و نه پشيمانى هنگام مرگ آنان را